موجب انواع فناى وى مىشود . همچنانكه خداوند متعال فرمود :
آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا
صفت پنجم [ شرفياب شدن وى به علم به حقايق ؛ ]
شرفياب شدن وى به علم به حقايق ؛ بهطورىكه همه اسماى الهى و لوازم اسماى وى ، و نيز معرفت طرق سير بندگان و انواع استعدادها بر وى منكشف باشد .
صفت ششم [ اينكه علم وى لدنى و ناشى از تجليات ذاتى خداوند باشد ]
اينكه علم وى لدنى و ناشى از تجليات ذاتى خداوند باشد نه اينكه از ناحيه اولياى وى به دست امده باشد .
تا اينجا روشن شد كه سالك كيست ؟ عاشق است . به سوى چه كسى سلوك مىكند ؟ به جانب انسان كامل .
بااينحال در اينجا دو امر باقى مانده است :
امر يكم : وجه سلوك
خداوند متعال در اين آيه به اين مسئله اشاره كرده و فرموده است :
قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً
« 1 »
بايد دانست كه رشد بر دو بخش است : يكى ، هدايت شدن به احكام كثرت و حفظ محضر كه اين نوع مقام موسى ( ع ) و همه انبيا است و در اين بار نيازى به جناب خضر ندارد . برعكس خضر به وى نيازمند است ؛ زيرا موسى پيامبر مطلق است .
ديگرى ، هدايت شدن به احكام وحدت ، و حفظ مقام حاضر و حضور وى .
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) : 66 .