اجتماع مثلين لازم مىآيد و اگر نكند ، امساك و تعطيل لازم مىآيد . درحالىكه او تام الفاعليه و كامل الافاضه است و امكان قطع فيض وجود ندارد .
بنابراين هر لحظه ، فيضى غير از فيض قبلى دارد و به اين صورت تكرارى در تجلى وجود ندارد .
حال كه اين مطالب معلوم شد ، سؤال اين است كه حالت فيض اول چگونه است : ايا به عدم تبديل مىشود ؟ يعنى تبديل وجود به عدم ؛ كه امرى محال است ؟ يا با عدم جمع مىشود و به اين صورت اجتماع نقيضين پديد مىآيد ؛ كه اين نيز محال است ؟
با توجه به اين موارد مىگوييم : وجود داراى ظهور و بطونى از غيب مشيت خداوند است . بطون ان نيز در عالم شهادت ظهور يافته و از عالم شهادت دوباره به غيب و بطون مىرود . بنابراين هر شخص در هر ان ظهورى دارد و در ان بعدى در بطون قرار مىگيرد و در همين ان ظهور و بطون ديگرى دارد .
پس او همواره در ظهور و بطون است و هرگاه مراتب ظهورش تمام شود و آخرين مرتبه ظهور وى به عالم غيب منتقل شود ، همه ظهورات خود را مشاهده مىكند . اينجا است كه مىگويد :
ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً
« 1 »
حال اگر به آنچه گفتيم باور دارى ، مراتب ظهور خود را از عيب و آلايش دور نگاه دار تا پس از تمام شدن مراتب ظهور خود چيزى را نيابى كه باعث عذاب و ازار تو باشد و درك كن كه جزا فقط به خاطر كارهايى است كه انجام دادهاى . پس دراينباره تدبر كن .
ذوات امكانيه
آيه سوم درباره ذوات امكانيه در سوره ابراهيم است كه فرموده است :
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) : 49 .