به نور عبادت موجب التفات به حضور اشيا در نزد حق و اينكه انها در حضور خداوند هستند مىشود . اين مقام قلب است . گاهى هم از اين حالت فراتر مىرود و اطمينان مىيابد كه به حضور حق راه يافته است و اين مقام روح است .
از اين بيان روشن مىشود كه وجه اختلاف خضر ( ع ) و موسى ( ع ) اين است كه خضر حضور را در مىكرد ؛ زيرا او مامور حضور بود و موسى ( ع ) محضر را درك مىكرد و مامور حفظ محاضر بود . اين بود كه ميان انها تنازع پديد آمد .
زيد بن حارثه نيز به اين مقام تشرف پيدا كرد . بهطورىكه پيامبر ( ص ) از وى پرسيد :
- چگونه شدهاى ( چطورى ) ؟
گفت :
- مؤمن حقيقى
پيامبر ( ص ) فرمود :
- هر حقى ، حقيقتى دارد . حقيقت ايمان تو چيست ؟
گفت :
- نفس خود را از دنيا روگردان ساختم و عيوب ان را شناختم . بهطورى كه اكنون طلا و سنگ و گل ان نزد من يكسان است .
در ادامه نيز گفت :
- گويى به وضوح به عرش پروردگار مىنگرم .
تا اينكه پيامبر ( ص ) به او گفت :
- شناختى . پس به ان ملتزم باش .
اين مرتبه « ان تعبد اللّه كانك تراه » است .
حاصل آنكه ، رسيدن به مرحله استحضار مراتب ايمان ، انسان را به مرتبهاى مىرساند كه انگار خداوند را مشاهده مىكند ؛ زيرا مراتب علم و حضورش در برابر پروردگارش را شهود مىكند و با شهود حضور خويش نزد خداوند ،
رشحات البحار ( فارسى ) — صفحة 416
مساهمون: محمد على شاه آبادى
ص٤١٦