صفت ، بيانى براى لازمه وجود است . همچنانكه در حكمت عاليه ( متعاليه ) به تبع حكمت الهيه گفته شده است : « لذاتى لا يتخلف و لا يختلف » « 1 » . بهعلاوه ، از آنجايى كه لازم شىء اثباتا قابل جعل تاليفى نيست - زيرا مناط جعل تاليفى فقر و نياز است . درحالىكه لزوم ، مناط بىنيازى است - . ازاينرو خداوند متعال فرموده است :
« فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
و نفرموده است : « فطر الناس معها » تا به اين صورت نمايان سازد كه فطرت از لوازم وجود است . بهعلاوه لازم شىء نفيا نيز قابل جعل تاليفى نيست . اين است كه خداوند متعال فرموده است :
« لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ »
.
خلاصه ، جعل لوازم وجود ، پس از جعل وجود ، معنايى ندارد ؛ مگر به صورت تبعى ، نه اثباتى يا نفىاى . در اين مسئله تدبر شود .
مطلب چهارم : ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
بايد دانست كه پس از اطلاع از عدم مجعوليت فطرت - مگر به صورت تبعى - و اينكه ان ( فطرت ) امرى ذاتى است و « لا يختلف و لا يتخلف » ، ازاينرو مجالى براى تصرف وهم و خيال در ان نيست ؛ زيرا كتاب ذات ما با دست خداوند متعال نوشته شده است . چنانكه فرمود :
ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ
« 2 »
چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوق كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى ؟ ! آيا تكبر كردى يا از برترينها بودى ؟ ( برتر از اينكه فرمان سجود به تو داده شود )
بهعلاوه كتاب ذات ما ، با كتاب ذات حق مطابقت دارد ؛ زيرا هر دو در مورد لوازم وجود ، اتفاق دارند . اين است كه [ پيامبر ( ص ) ] فرمود :
خلق اللّه آدم على صورته « 3 »
هامش
( 1 ) . درباره توضيح اين قاعده ، رك : ابراهيمى دينانى ، غلامحسين : همان ، ج 1 ، صص 266 - 270 .
( 2 ) . ص ( 38 ) : 75 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 11 ، ص 111 .