آنها گفتند : ( ما اينها را نمىفهميم ، همين اندازه مىدانيم كه ) شما انسانهايى همانند ما هستيد .
و در ادامه همين كارها حجاب و جهل در انها ريشهدار و راسخ مىشود و به صورت اعراض و روگردانى از انان درمىآيد تا جايى كه به انان ايمان نمىآورند و حتى براساس عنوان نيز با انها بيعت نمىكنند ( بيعت عنوانى ) ، و در نتيجه با مشاهده انان و اعراض از شخص انها ( در هنگام حضور ) مستعد تكميل كردن شقاوت خود مىشوند .
مطلب چهارم [ درباره اين فرموده خداوند است : « أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
]
اين مطلب درباره اين فرموده خداوند است :
« أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
.
اين سؤال از انها درباره گذراندن عمر خود و بازخواست خداوند از انان است كه شما عمر خود را در راه تحصيل علم و معارف صرف نكردهايد . به همين خاطر انان به داشتههاى خود قناعت ورزيدند و در قلمرو جهالت و نادانى توقف نمودند . با اين حال درباره آنچه نسبت به ان جهل داشتند ، حكم صادر كردند .
بر اين اساس انان عمر و اعمال خود را تباه كردهاند ، جاهل به حقايق هستند و افرادى هستند كه بر خلاف واقع حكم صادر مىكنند . در نتيجه هرگاه به عالم ملك برگردند و با حجت روبهرو شوند ، و آنچه در نهانشان نهفته است نمايان شود ،
« وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ »
؛ زيرا انان به خاطر رسوخ ( جهل ) و ملكه شدن ( ان حجاب ) حقيقت را درك نمىكنند .
[ در مورد آيه أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
« 1 » دو مقام قابل بحث است ]
آيه سوم
خداوند متعال فرموده است :
أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
« 1 »
هامش
( 1 ) . نمل ( 27 ) : 86 .