را دريابد و او بتواند از اين عوالم تقييدى خارج شود و به اسمان اطلاق و مشيت نايل آيد ، در مرتبه ( قوس ) صعود ، براى وى ولايت ( تكوينى اختيارى ) حاصل مىشود و به اين صورت دايره وجود با وى تكميل مىشود . چنانكه [ ائمه ] فرمودهاند :
نحن مشية اللّه
ما مشيت خداييم .
بدين ترتيب از مشيت وى حاصل شد و به مشيت او و اصل گشت . بنابراين درست است كه گفته شود :
بكم فتح اللّه و بكم يختم « 1 »
خداوند ( دايره وجود را ) با شما گشود و با شما آن را به پايان مىبرد .
زيرا انان ولى نعمت هستند و به خاطر انان اسمان بر زمين نمىافتد و به خاطر انان ابر باران مىباراند ؛ زيرا انان مشيتى هستند كه خداوند بر ان اشياء را مىآفريند . البته اين مقام تنها با « ظلوميت » و « جهوليت » براى انسان حاصل مىشود . منظور از ظلوميت پشت كردن به نفس و بيرون رفتن از دايره خواستههاى ان است كه مهمترين مرحله ان بيرون راندن نفس از تخت فرمانروايى است . پس منظور از ظلوميت ، سختگيرى و خسته كردن نيست .
چنانكه خداوند متعال فرموده است :
طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى
« 2 »
طه . ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به زحمت افتى
لتشقى : يعنى ان را خسته كنى . برعكس منظور ، پاك شدن از آلودگىهاى طبيعت و پليدىهاى ناشى از فرمانروايى ان ، و هدايت شدن به جانب مولا و الطاف او است . چنانكه فرمود : طه كه يعنى او طاهر هادى مهدى است .
خلاصه ، ظلم همه جانبه نسبت به نفس اماره و طبيعت جاهل ، رفع اين اقتضا از انها و بستن انها با طناب عقل و دين است نه خسته كردن انها .
هامش
( 1 ) . كلينى : كافى ، ج 4 ، ص 575 .
( 2 ) . طه ( 20 ) : 1 و 2 .