وى خلعت بقا به وجود حقانى را عطا مىكند و به اين ترتيب با « قرب فرائضى » به وى متقرب مىشود و به اين صورت واجد دو قرب ( نوافلى و فرائضى ) و دو خصلت مىشود . در نتيجه دست او دست گسترده خداوند خواهد شد . چنانكه قران فرموده است :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 1 »
و اين تو نبودى انداختى ؛ بلكه خدا انداخت .
ان الذين يبايعونك انما يبايعون اللّه « 2 »
كسانى كه با تو بيعت مىكنند ( در حقيقت ) تنها با خدا بيعت مىنمايند .
چشم وى نيز چشم بيناى خداوند ، گوش وى گوش آگاه خداوند ، و فرمانبردارى از وى عين فرمانبردارى از خداوند خواهد شد .
چنانكه امده است :
من أطاعكم فقد أطاع اللّه و من عصاكم فقد عصى اللّه و من أحبّكم فقد أحبّ اللّه و من أبغضكم فقد أبغض اللّه « 3 »
همچنين او شاهراه و صراط مستقيمى خواهد كه در فرموده خداوند متعال امر شده است مردم به سوى ان دعوت شوند :
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ
« 4 »
با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت نما .
همچنين در مورد انان امده است :
من أطاعكم فقد أطاع اللّه و من اعتصم بكم فقد اعتصم باللّه « 5 »
انان ولى نعمتها و نيكانند .
مطلب سيزدهم : ولايت تشريعى
ولايت تشريعى بر دو بخش است :
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) : 17 .
( 2 ) . الاحياء العلوم ، ج 4 ، ص 125 ؛ كشف المحجوب هجويرى ، ص 70
( 3 ) . محدث نورى : مستدرك الوسائل ، ج 10 ، ص 433 .
( 4 ) . نحل ( 6 ) : 125 .
( 5 ) . الفقيه ، ج 2 ، ص 615 .