اللَّه اكبر ! بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت پروردگار به رسالت من و ولايت على عليه السّلام بعد از من .
مجدّداً فرمود :
( من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله ) « 1 » .
( 213 ) از لسان ابى هريرة اين روايت نقل شده است : هر كسى روز هجدهم ذى الحجّه روزه بگيرد خداوند روزهء شصت ماه را براى او ثبت مىكند ، و آن روز ، روز غدير خم است ، روزى كه نبىّ صلى اللَّه عليه و آله دست على عليه السّلام را گرفت ، در ميان جمعيت ايستاد و فرمود :
( أ لست ولىّ المؤمنين ؟ )
اى مردم ! آيا من ولىّ مؤمنين نيستم ؛ همگى يك صدا گفتند : بلى يا رسول اللَّه ! چنين است .
سپس فرمود :
( من كنت مولاه فعلىّ مولاه )
هر كسى من مولاى اويم ، على بن ابى طالب عليه السّلام مولاى اوست .
عمر بن خطاب براى تهنيت برخاست و گفت : بخّ بخّ يا ابن ابى طالب ، اصبحت مولاى و مولا كلّ مؤمن ! اى پسر ابو طالب اين ولايت بر تو مبارك باد ! مولاى من و مولاى هر مؤمنى هستى .
بعد از اين مراسم بود كه آيهء
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
نازل شد .
( 214 ) سعيد بن جبير مىگويد : ابن عباس گفت ، روزى در طواف كعبه ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : آيا على بن ابى طالب در ميان شماست . عرض كرديم ؛ بلى يا رسول اللَّه ! آن حضرت او را به خود نزديك كرد و دستش را بر كتف او زد و فرمود : طوبى لك ، يا على ! هم اكنون آيهاى برايم نازل شد كه نام من و تو در آن به طور مساوى ذكر شده است .
و آن آيه
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ
هامش
( 1 ) روايت رقم 212 / شواهد التنزيل از ابو سعيد خدرى با همين متن و محتوا نقل شده است .