وقتى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله بر دوش على عليه السّلام ايستاد . على عليه السّلام گفت : يا رسول اللَّه ! سنگينى رسالت و نبوت تاب و تحمّل مرا گرفته است و ديگر توانايى مقاومت ندارم .
نبى صلى اللَّه عليه و آله فرمود : يا على ! پس تو بر دوش من بايست و با خنده از دوش على عليه السّلام فرمود آمد .
على عليه السّلام گفت : چون بر دوش آن حضرت ايستادم چنان جايگاه رفيعى يافتم . به آن خدايى كه دانه را شكافت و انسان را خلق كرد ، اگر اراده مىكردم كه آسمان را لمس كنم ، مىتوانستم با دستم آن را لمس كنم . آن گاه بت هبل را سرنگون كردم و بر پشت كعبه انداختم ؛ بلافاصله خداى با عظمت آيهء
وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
يعنى شعار توحيد لا إله الا اللَّه و نام محمّد رسول اللَّه را به صحنه آورد .
وَ زَهَقَ الْباطِلُ
يعنى بتپرستى از ميان رفت .
و
إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
يعنى باطل را ثباتى نيست و از بين رفتنى است .
سپس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله داخل بيت اللَّه شد و دو ركعت نماز شكر گزارد .
( 481 ) از عبد اللَّه بن مسعود حديثى اين گونه حكايت شده است .
« روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله حسن و حسين عليهما السّلام را بر پشتش سوار كرده ، نشسته به راه افتاد و گفت
« نعم المطىّ مطيكما و نعم الرّاكبان انتما . و ابوكما خير منكما »
يعنى بهترين مركب ، مركب شماست و بهترين سوار شما دو نفر هستيد اما پدرتان از شما دو تن برتر و بهتر است .
[ 87 ]
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً
. ( اسراء / 89 ) و به راستى در اين قرآن براى مردم از هر گونه مثلى ، آورديم ، ولى بيشتر مردم جز سر انكار ندارند .