( 348 ) عمر بن ابى سلمه از پدرش روايت كرد كه اسامة بن زيد حكايت كرد :
روزى داخل مسجد شده با على عليه السّلام و عباس روبرو شدم . آن دو گفتند ؛ اى زيد ! از رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله اجازه ملاقات بگير .
به خدمت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله رسيدم و عرض كردم ؛ يا رسول اللَّه ! على عليه السّلام و عباس پشت در منزلاند و اجازهء ملاقات مىخواهند .
رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله فرمود : حاجتشان چيست و چه كارى دارند ؟
گفتم : يا رسول اللَّه ! نمىدانم چه كارى دارند .
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : راست مىگويى ، امّا من مىدانم چه مىخواهند . اجازه بده داخل شوند .
چون داخل شدند در كنار آن حضرت نشستند .
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : چه مطلبى شما را به اين جا آورد ؟
على عليه السّلام گفت : يا رسول اللَّه ! آمديم تا بپرسيم ، محبوبترين اهل بيت شما كيست ؟
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : دخترم فاطمه عليها السّلام .
على عليه السّلام گفت : بعد از فاطمه عليها السّلام چه كسى محبوبتر است ؟ .
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود :
من
أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ
.
على عليه السّلام پرسيد : سپس چه كسى محبوبتر است .
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : تو يا على ! عبّاس گفت : يا رسول اللَّه ! عمويت ! را آخرين نفر قرار دادى ! پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : اى عباس بن عبد المطلب ! على عليه السّلام از تو به جهاتى برترى دارد كه از جمله آنها سبقت او در هجرت است .