عباس گفت : على بن ابى طالب عليه السّلام .
پيامبر على عليه السّلام را فرا خواند و گفت : چرا عمويت عباس را ناراحت و دلتنگ كردى ؟
على عليه السّلام گفت : يا رسول اللَّه ! او از حرف حق ناراحت شد . مىخواهد راضى باشد يا غضبناك شود .
در همان اثنا جبرئيل نازل شد و گفت : يا رسول اللَّه ! خداى سبحان بر تو سلام رسانيد . و فرمود : اين آيه را براى آنان قرائت كن .
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ
.
عباس چون اين آيه را استماع كرد ؛ سه بار گفت ؛ راضى شدم و فهميدم على بن ابى طالب عليه السّلام را برترى و فضيلتى بسيار است . « 1 » [ 52 ]
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
( توبه / 26 ) آن گاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرو آورد .
( 340 ) ضحّاك بن مزاحم در شأن نزول آيهء
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
گفت ؛ اين آيه در بارهء كسانى كه در جنگ حنينن در كنار مصطفى صلى اللَّه عليه و آله ثابت قدم ماندند و متوارى نشدند ، مثل على عليه السّلام و عباس و ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلب و عدّهء قليلى از بنى هاشم نازل شد .
( 341 ) صالح بن عبد اللَّه ترمذى از حسين بن محمد و او از مسعودى و مسعودى از
هامش
( 1 ) روايت رقم 339 / شواهد التنزيل از جابر ابن عبد اللَّه انصارى با همين محتوا و معنى نقل شد .