تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
سپس هر سه به خدمت مصطفى صلى اللَّه عليه و آله رفتند تا فرد برتر را معرّفى فرمايد . چون هر يك افتخارات خود را بيان كردند ؛ آن حضرت سخنى نفرمود و به منزل خويش رفت . بعد از چند روز پيك وحى آيه‌اى را تقديم رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله كرد . مصطفى صلى اللَّه عليه و آله آن سه تن را احضار و آيهء
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ
تا ده آيه بعدى را براى آنان قرائت فرمود و برترى على عليه السّلام را بر آنان به ثبت رسانيد . ( 338 ) عثمان بن سليمان از ابن بريدة و او از پدرش نقل كرده است : در مجلسى ، شيبة و عباس بن عبد المطلب به يك ديگر تفاخر مىكردند ، از على عليه السّلام كه از كنار آنان مىگذشت ، پرسيد : به چه چيزى با يك ديگر تفاخر مىكنيد ؟ عبّاس گفت : فضيلتى كه به من داده شده به احدى عنايت نشده است . على عليه السّلام پرسيد : چه موهبتى نصيب تو شده است ؟ گفت : ساقى حاجيان در موسم حج هستم . على عليه السّلام رو به شيبة كرد و گفت : اى شيبة تو چه فضيلت و موهبتى دارى ؟ شيبه گفت : عمارت مسجد الحرام با من است و اين فضيلتى عظيم است . على عليه السّلام فرمود : اى شيخين ! مرا فضيلتى است كه شرم دارم آن را بيان كنم . آن دو گفتند : آن فضيلت چيست ؟ بيان كن ! على عليه السّلام فرمود : فضيلت من آن است كه شمشير بر پشت گردن شما دو نفر گذاشتم تا به خدا و رسولش صلى اللَّه عليه و آله ايمان آورديد . عبّاس از سخن على عليه السّلام دلتنگ و ناراحت شد و با همان عصبانيت به حضور پيامبر رفت . آن حضرت پرسيد : اى عبّاس ! چه حادثه‌اى تو را ملول كرده است . عباس گفت : آيا نمىبينى طفلى خود را بر ما مقدّم مىدارد ؟ رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پرسيد : آن طفل كيست ؟