آرام كند و تو را هادى باشد .
سپس دستش را بر دهانم گذاشت و گفت : برخيز ، به جانب مكه برو و آيات برائت را براى مشركين و مردم بخوان .
( 320 ) عامر شعبى روايت كرد ، امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود :
زمانى كه رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله مرا در موسم حج براى ابلاغ آيات برائت فرستاد . در روز حج اكبر به پا خاستم و گفتم : اى مردم ! آگاه باشيد ، بعد از امسال هيچ مشركى حق انجام دادن مراسم حج را ندارد . و هيچ كسى مجاز به طواف عريان نيست . اى مردم ! بدانيد ، غير از مسلمانان كسى داخل بهشت نمىشود .
آنان كه قبلًا با محمد صلى اللَّه عليه و آله پيمان بستند ، ميثاقشان تا پايان مدّت ، معتبر است . آگاه باشيد ، «
أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ
» يعنى خدا و رسول صلى اللَّه عليه و آله از مشركين بيزارند « 1 » .
( 322 ) ابن عباس داستان ابلاغ آيات برائت را اين گونه بيان مىكند :
نبىّ صلى اللَّه عليه و آله ابو بكر را به جانب مكّه فرستاد و امر فرمود تا آيات برائت را براى آنان بيان و ابلاغ كند ، سپس على عليه السّلام را به دنبال او اعزام كرد .
زمانى كه ابو بكر در مسير راه صداى نعرهء شتر رسول اللَّه را شنيد ، گمان كرد ، آن حضرت از پشت سر مىآيد چون شتر سوار نزديك شد ، ديد على عليه السّلام است .
آن حضرت نامه رسول اللَّه و آيات برائت را از ابو بكر گرفت ، هر دو به سوى مكّه رهسپار شدند ، ابو بكر در مراسم حج شركت كرد و على بن ابى طالب عليه السّلام آيات برائت را با صداى رسا در ايام تشريق در سرزمين منى به سمع قبايل عرب رسانيد و به آنان گفت :
اى مردم ! رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله از هر مشركى اعلام برائت مىكند ؛ پس چهار ماه مهلت داريد تا تكليف خود را مشخّص كنيد و از شرك و كفر رهايى يابيد .
هامش
( 1 ) روايت رقم 321 / شواهد التنزيل تقريباً به همين معنى نقل شده است .