از آن دروغها كه گفته بودند بر تو آزاد « 1 » كرد ، و آن كسها را كه آن سخن گفته بودند عذابهاى بزرگ وعده كرد اندر هر دو جهان . و پس پيغامبر عليه السّلم اين هفده آيت قرآن كه جبريل عليه السّلم از حضرت عزّة جلّ جلاله آورده بود از بهر پاكى عايشه رضى اللَّه عنها و از بهر آن دروغ زنان و بهتان گويان بر عايشه رضى اللَّه عنها خواند از آنجا كه خداى عزّ و جلّ همى گويد اندرين سورة النّور : « 2 » انّ الّذين جاءو بالافك عصبة منكم ، لا تحسبوه شرّا لكم ، بل هو خير لكم ، لكلّ امرئ منهم ما اكتسب من الاثم ، و الّذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم . تا آنجا كه گفت جلّ جلاله :
أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ
. « 3 » پس چون پيغامبر صلّى اللَّه عليه اين آيتها بر خواند عايشه را رضى اللَّه عنها از پيغامبر صلّى اللَّه عليه درد آمد از بهر آن كه آن حديثها و سخن مردمان و آن بهتان كه گفته بودند استوار داشته بود و بدان به شك همى بود . پس عايشه رضى اللَّه عنها برخاست و روى سوى پيغامبر صلّى اللَّه عليه كرد و گفت ، الحمد للَّه لا نحمدك . « 4 » گفتا سپاس خداى را جلّ جلاله نه ترا . پس ابو بكر برخاست و دست بر دهان عايشه نهاد و گفت خاموش باش كه زبانت خشك باد ! مىدانى كه چه مىگويى ! پيغامبر صلّى اللَّه عليه گفت يا ابو بكر بهل تا بگويد كه هر چه گويد بر دادست و حق بدست او است .
پس ايزد تعالى فرموده بود تا آن كسها كه اين بهتان در حق عايشه گفته بودند حدّ قذف بزنند ايشان را ، و حدّ قذف هشتاد تازيانه باشد ، و اين آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
هامش
( 1 ) بيزار . ( بو . صو )
( 2 ) پس پيغامبر عليه السلم اين آيتها بر عايشه خواند .
( بو . صو )
( 3 ) النور 26 - 11
( 4 ) به حمد اللَّه لا بحمدك . ( بو . صو )