متعدّد براى ذاتهاى متعدّد باشد لفظ فاء براى تفاوت آن چيزهايى است كه به آنها قسم خورده است ، يعنى در درجه و مرتبهى شرافت و پستى با هم تفاوت دارند و نيز در دلالت بر قدرت پروردگار و عنايت او به خلقش تفاوت دارند .
و اگر اين اوصاف براى يك ذات باشد لفظ « فاء » براى ترتيب بين افعال است ، چه باد بخارها را در جوّ حركت مىدهد و پراكنده مىكند ، كه در نتيجه آن ابر درست مىشود .
پس باد آن ابرها را به هرجا كه خدا دستور دهد حمل مىكند ، در نتيجه جريان ابر به سهولت و آسانى انجام مىپذيرد و آن ابرها را بر شهرها و صحراها و درياها قسمت مىكند .
[ إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ ]
قسم به اينان آنچه كه از ثواب و عقاب و حشر و حساب وعده داده مىشويد ، راست است .
[ وَ إِنَّ الدِّينَ ]
و روز جزاء و پاداش .
[ لَواقِعٌ ]
البته واقع خواهد شد . و ممكن است لفظ لام در « لواقع » براى تعريف عهد ذهنى باشد ، معناى آيه اين باشد : اين دينى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ادّعا مىكند حقّ و صدق است .
[ وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ
« 1 »
]
قسم به آسمان كه دارندهى راههاست مانند مسير ستارگان ، يا آسماندارندهى زيبايى و زينت است .
چنانچه از امير المؤمنين عليه السّلام وارد شده است ، چه ستارگان و راههاى آنها آسمان را زينت مىدهند ، چنانچه لباس راه دار راه راه داشتن زينت مىدهد .
يا مقصود از راهها دليلهايى است كه بينندهها از آنها مىگيرند ،
هامش
( 1 ) سماء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ذات الحبك علىّ عليه السّلام است . تفسير على بن ابراهيم قمى