و چون آيات و نشانههاى خلقت انسان و ساير جنبندهها نسبت به آيات آسمانها و زمين خفىتر و پنهانتر است ؛ لذا حتما بايد مؤمن به آثار ايمانش يقين داشته باشد تا آيات خلقت انسان و به خصوص آيات انفس را درك كند .
چه ادراك اين آيات و نشانهها محقّق نمىشود مگر بعد از اشتغال به نفس و يافتن و وجدان صفات آن اعم از رذايل و صفات بد و صفات خوب مگر بعد از يقين به آثار اعمال و ضرر رذائل و نفع خصايل و مگر بعد از يقين به آثار صفات خدا و يافتن آن در وجود خودش .
وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ
و اختلاف شب و روز به سبب تعاقب و دنبال هم بودن آن دو و به سبب سردى و گرمى ، زيادى و كمى ، تاريكى و روشنى و همچنين اختلاف عالم طبع و عالم مثال ، سقم و صحّت ، غم و شادى و غير از اينها كه از مصاديق شب و روز است .
وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ
از اسباب و وسايل روزى از قبيل بارانها ، اشعّهى ستارگان ، سردى هوا ، سردى شب و گرماى روز يا اسباب روزى انسانى از قبيل كمالات نفسانى كه از آسمان عقول و نفوس نازل مىشود .
و لفظ « رزق » را نكرده آورد تا نسبت به روزى جسمانى تحقير و نسبت به روزى انسانى تفخيم و بزرگداشت گردد .
فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ
و به سبب آن وسايل روزى جسمانى يا با خود روزى انسانى ؛ زمين را زنده نمود .
يعنى هم زمين طبيعى را با تغذيه ، حركت ، توانها و ريشههايى كه در آن زمين وجود دارد ، هم زمين انسانى را زنده نمود به سبب حيات