معروف و نهى از منكر ، ادّعاى وعظ و امامت جمعه و جماعت ، تصرّف در اوقاف و اموال ايتام و غايبين ، اجراى حدود و تعزيرات ، گرفتن فىء و انفال و صدقات ، غير اينها از مناصب دينى كه به طور عموم يا خصوص احتياج به اذن و اجازه از جانب خدا دارد .
به راههاى متعدّد روايت شده كه مقصود كسى است كه ادّعاى امامت كند در حالى كه امام نباشد ، پرسيده شد : حتّى اگر علوى و فاطمى باشد ؟ فرمود : اگر چه علوى و فاطمى باشد .
وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ
اين جمله جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده : حال و مقام كفّار چگونه است ؟
پس فرمود : حال آنان چنين است كه در جهنّم هستند ، ليكن خداى تعالى اين مطلب را به صورت استفهام ادا كرد تا تأكيدى بر اين معناى باشد .
وَ يُنَجِّي اللَّهُ
عطف بر قول خداى تعالى :
أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ
است ، زيرا معناى آيهى چنين است : محلّ و اقامتگاه كافرين جهنّم است و خداوند نجات مىدهد كسانى را كه تقوى پيشه كردند .
الَّذِينَ اتَّقَوْا
در اوّل سورهى بقره بيان تقوى و تفاصيل آن گذشت .
بِمَفازَتِهِمْ
خداوند متّقين را به دليل استعدادى كه براى نجات دارند رهايى مىبخشد ، يا منظور محلّ نجات آنهاست و لفظ « مفازة » به معناى محلّ نجات است ، لفظ « مهلكة » ضدّ آن است و