اى موسى روى به اينسو كن و مترس ، تو از ايمنانى .
دستت را در گريبانت كن ، تا سپيد و درخشان بدون هيچ بيمارى [ پيسى ] بيرون آيد و بازوى خود را از ترس جمع كن ، [ و بدان كه ] اين دو ، دو برهان از سوى پروردگارت هستند براى فرعون و بزرگان قومش ، كه ايشان قومى نافرمان هستند .
[ موسى ] گفت : پروردگارا من يكى از ايشان را كشتهام و مىترسم كه مرا بكشند .
و برادرم هارون از من گشادهزبانتر است ، او را ياور من بفرست كه به صدق من گواهى مىدهد كه من مىترسم مرا دروغگو بدانند .
فرمود : زودا كه تو را با [ پيوستن ] برادرت نيرومند سازيم و به شما دو تن سلطهى دهيم كه با معجزات ما [ كه همراه شماست ] دستشان به شما نرسد ، شما و هر كس از شما پيروى كند پيروزيد .
تفسير
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ
وقتى موسى عليه السّلام به سوى مدين توجّه كرد گفت :
باشد كه پروردگارم مرا به راه راست در دين و دنيا هدايت كند .
مدين تحت سلطنت و قلمرو فرعون نبود و آنجا به نام مدين فرزند ابراهيم ناميده شده است .
بعضى گفتهاند : بين او و مدين سه روز راه فاصله بود و بعضى گفتهاند : هشت روز .
و موسى راه را بلد نبود ، لذا مىگفت : باشد كه پروردگارم مرا به راه راست هدايت نمايد و شايد او طالب شعيب بود و مدين را جهت ملاقات شعيب انتخاب كرد .