نباشد ، احتياط واجب است هجرت كردن از آن محل اگر عسر و حرج نباشد و اخذ به قول مشهور اصحاب مىكند ثم الاشهر فالاشهر بلى بايد رجوع كند به موثّق خبير [ 1 ] به موارد شهرت بدون مسامحه و اگر متعذر باشد از جميع آنها ، رجوع كند به اوثق اموات در فتوى و الَّا عمل كند به مظنون خود و اگر ظن ندارد به احتمال عمل كند و تكليف [ 2 ] ساقط نمىشود در هيچ يك از احوال مزبوره .
مسأله 40 - به فتواى علما - چه حىّ و چه ميّت - كه موافق احتياط [ 3 ] يا ضرورى يا اجماعى شيعه باشد عمل كند ضرر ندارد
اگر چه قدرت به اعلم هم داشته باشد .
مسأله 41 - هر گاه مقلَّد به تفاصيل ، مسائل مجتهدش را احاطه ندارد ، امّا قطع دارد به اين كه عملى كه مىكند اجزاء و شرايط آن محقق و موجود و منافيات آن مفقود است ، اقوى صحّت آن است اگر چه احوط [ 4 ] اعاده آن است .
مسأله 42 - شخص بى تقليد به قصد قربت عمل كرد
و تقليد را نمىدانست و عملش بى عيب اتفاق افتاد ، صحيح است .
مسأله 43 - بدان كه اعتبار اعلميّت در وقتى است كه مجتهد استنباط مىكند ، نه در وقتى كه فتوى مىدهد . [ 5 ]
هامش
[ 1 ] - ( صدر ) با عدم تمكن از رجوع به عدلين .
[ 2 ] ( يزدى ) و بعد از وصول به مجتهد اگر عملش مخالف باشد ، اعاده يا قضاء كند .
[ 3 ] ( ميرزا - يزدى ) حكم عمل به احتياط گذشت [ حاشيهء مسألهء 1 ] .
[ 4 ] ( شيرازى ) بلكه احوط آن است كه از ابتدا چنين نكند .
[ 5 ] ( صدر ) اگر در وقت فتوى ، ديگرى اعلم از اوست تقليد آن ديگرى لازم است ، مگر آن كه مراد اين باشد كه معيار آن اعلميّت حين استنباط است .