معاطات : معامله و داد و ستد ، بدون عقد مخصوص .
مهر المثل : مقدار مهرى كه بطور متعارف براى زنانى مانند او مىپردازند .
مهر المسمّى : مهر مشخص شدهء در عقد .
ناظر محترم : كسى كه انسان بايد عودت خود را از او به پوشاند .
نقاء متخلَّل : پاكى بين دو حيض ، مدتى كه زن از خون ديدن پاك مىشود و دوباره خون مىبيند .
وادى شقره : نام محلى است بين مكه و مدينه .
وركين : تثنيهء ورك : بالاى ران ، سرين .
وقت اجزاء : وقتى كه اگر عمل در آن انجام شود ، صحيح و كافى است - نسبت به نماز - در مقابل وقت فضيلت است ، يعنى وقتى كه نماز در آن كفايت مىكند ولى درك فضيلت نمىشود .
ولاء عتق : ولايت و سرپرستى كه به سبب آزاد كردن برده پديد آيد كه در برخى موارد سبب ارث بردن معتق از عتيق مىشود .
صراط النجاة ( فارسي ) — صفحة 331
مساهمون: محمد حسين فلاح زاده
ص٣٣١