وقت خريدن است .
مسأله 1218 - شرط خيار فسخ در زمان معين
از براى بايع و مشترى يا هر دو يا ثالثى قرار مىتوان داد . و شرط [ 1 ] در زمان طويل ، مثل پانصد سال هم مىتوان قرار داد .
مسأله 1219 - هر گاه بايع شرط كند كه تا يك سال
هر گاه رد كند مثل ثمن را فسخ كند ، در بين سال هم مىتواند فسخ كند .
مسأله 1220 - مشترى مىتواند هم چون بايع ، خيار از براى خود قرار دهد
كه ردّ مثمن كند و ثمن بگيرد .
مسأله 1221 - هر گاه شخص مالى به وصف نديده خريد
هر گاه بعد از رؤيت بهتر باشد اختيار [ 2 ] با بايع است و هر گاه پستتر باشد اختيار با مشترى است و تسلط ارش [ 3 ] ندارد .
مسأله 1222 - هر گاه شخص مالى ديد و خريد بى عيب
و بعد معلوم شد كه معيوب بوده ، اختيار فسخ دارد مشترى .
مسأله 1223 - بايع اگر ثمن او معيوب باشد
تسلط ارش دارد اگر فسخ نكند .
مسأله 1224 - تدليس حرام است ، اگر چه به نمودن در تاريكى باشد .
مسأله 1225 - هر گاه شخص شرط كرد كه موعد معينى ثمن را بدهد
و امتناع كرد در سر موعد ، بايع اختيار فسخ دارد ، اگر التزام ممكن نباشد .
مسأله 1226 - هر گاه شخص دو چيز خريد ، پيش از قبض يكى از آن دو تلف شد اختيار فسخ دارد .
مسأله 1227 - هر گاه شخص يك من گندم خريد بعد معلوم شد نصف آن مال غير است
اختيار فسخ دارد اگر غير ممضى ندارد .
هامش
[ 1 ] - ( صدر ) به مقدارى كه آن شرط را سفه و بى فايده ندانند .
[ 2 ] ( ميرزا ) هر گاه بايع به وصف فروخته باشد .
[ 3 ] ( يزدى ) مثل مشترى در عيب مثمن .