براى خدمت و اسب براى سوارى و قوت يك شبانه روز خود و عيالش و ضروريّات به ذىّ حالش ، مثل لباس و ظرف و فرش و غيره از ضروريّاتش ديگر چيزى استثناء نيست .
مسأله 1204 - هر گاه مقروض وفات كند و مالش به قدر دينش باشد
به غير از كفن و ما يحتاج تجهيزش به قدر واجب ديگر چيزى از مالش وارث نمىتواند برداشت .
مسأله 1205 - هر گاه مقروض چيزى نداشته باشد و طلبكار بداند حال او را
جايز نيست مطالبه كند ، اما احوط آن است كه مقروض به قدر قوه و قدرت كسب كند و زيادتى از ما يحتاج خود را به طلبكار دهد .
مسأله 1206 - شخص كه قرض مىگيرد ، بر او واجب است
نيّت اداء كردن داشته باشد .
مسأله 1207 - هر گاه شخص مديون است و دسترس [ 1 ] به طلبكارش نيست ، بايد به اذن حاكم شرع به فقراء غير سادات بدهد على الاحوط . [ 2 ]
مسأله 1208 - مالى كه مخلوط به حرام باشد
و شخص قدرش را نداند و صاحبش را هم نداند خمس آن را [ 3 ] اخراج كند و بايد نصف آن را به سادات و نصف ديگرش را به مجتهد برساند .
مسأله 1209 - هر گاه شخص مالى را قرض داد و زيادتر گرفت
و مخلوط به مال حلال خود كرد و عين آن مال را لباس يا فرش يا مكان كرد و به آنها نماز كرد و مىدانست كه حرام است و نمىدانست كه نماز به آنها باطل است ، بايد كه قضاء كند .
مسأله 1210 - هر گاه شخص مىداند كه مال غير بر ذمه اوست
و خواهد ذمّه خود را برى كند و ما يملك او به قدر دين يا كمتر از آن باشد ، بايد تمام ما يملك خود را به خصماى خود يا از بابت ردّ مظالم رد كند ، مگر مستثنيات دين را اگر عين آن از مظالم
هامش
[ 1 ] - ( ميرزا ) و مأيوس است .
[ 2 ] ( يزدى ) مگر آن كه طلبكار سيّد باشد .
[ 3 ] ( صدر ) اگر نمىداند كه حرامش زياده بر خمس است . ( شيرازى ) قدر متيقّن در اين حكم موردى است كه مخالفت مقدار حرام با خمس معلوم نبوده باشد .