مسأله 1117 - زمين غصبى حاصلش با زارع [ 1 ] است ، بلى اجرت المثل بر ذمه زارع است .
مسأله 1118 - شخص يك فلوس از يك طفل گرفت بدون وجه شرعى
و داخل پول خود كرد يك پول خود را به وليّش بدهد اگر چه حاكم شرع باشد .
مسأله 1119 - آب حرامى هر گاه به زراعت بدهند ، زراعت حرام نمىباشد و دين بر ذمه شخص تعلَّق مىگيرد .
مسأله 1120 - هر گاه كفش عوض شود و بداند كه از همان كس است
كه كفش او را برده ، اگر مثل آن يا پستتر از كفش خودش هست عوض كفش خود تصرف كند [ 2 ] جايز است ، لكن بعنوان تقاص و اگر بهتر است نيز تصرف كند و زيادتى قيمتش ، را به فقرا بدهد و اگر نداند كه از كيست اگر كمتر از درهم است قيمتش قصد ماليه [ 3 ] خود بكن كه مباح است و اگر به قدر درهم يا زيادتر باشد به قاعده لقطه [ 4 ] تعريف كن .
مسأله 1121 - مالى كه بنده پيدا كند
اگر به قدر درهم است مثلا ، بايد تعريف كند و اگر طفل پيدا كند بايد ولىّ او تعريف كند ، اگر چه تصرف در آن هم نكرده باشد .
مسأله 1122 - شخص قسم دروغ بخورد ذمّه اش بريء نمىشود
اما مدّعى تقاص هم نمىتواند كرد و مطالبه حق مدّعى به قيامت افتاد .
مسأله 1123 - شارع عام را به جهت حريم خانه ، چيزى از آن نمىتوان تصرف كرد .
مسأله 1124 - مال كمتر از درهم را برداشتى [ 5 ]
اگر صاحبش را پيدا كنى بده و اگر پيدا نشد قصد ملك خود كنى ضرر ندارد . [ 6 ]
هامش
[ 1 ] - ( صدر ) اگر بذرش از او باشد .
[ 2 ] ( صدر ) در هر دو تصرّف نيز به قاعدهء مجهول المالك عمل نمايد چنان كه خواهند فرمود .
[ 3 ] ( ميرزا ) مشكل است و احوط بعد از يأس از پيدا شدن مالك قصد تصدّق است به قاعدهء مجهول المالك .
[ 4 ] ( خراسانى ) معامله مجهول المالك به آن نمايد .
[ 5 ] ( ميرزا ) يعنى پيدا كردى .
[ 6 ] ( صدر ) بيان متن و حاشيه اين است كه مال كمتر از درهم را برداشتن و پيدا كردى تفحّص از مالكش لازم نيست اگر صاحبش پيدا شد به او بده .