مشكل [ 1 ] است .
مسأله 1102 - اگر جمعى جاى فراخور احوال خودشان گرفتهاند
يكى وارد شود ميان ايشان به جبر داخل شود و جا بر ايشان تنگ كند ، صحت نمازش اگر راضى نشوند مشكل است .
مسأله 1103 - هر گاه از روى سهو يا جهل يا نسيان تصرف در مال غير كنند
و تلف كنند ضامنند .
مسأله 1104 - هر گاه طفلى مميّز مال غير را تلف كند ، ضامن است و بايد بعد از تكليف از عهده بر آيد .
مسأله 1105 - اگر مال غصب به دست ده نفر رسيده مثلا ، و عين باقى است مالك تسلط بر عين دارد و هر گاه قدرت بر اخذ عين ندارد ، مختار است كه رجوع كند به هر يك و همچنين است در قيامت هم .
مسأله 1106 - هر گاه مالك مطالبهء مالش را از يكى كرد ، [ 2 ] ديگران فارغ مىشوند حتى غاصب ، اما مؤاخذه الهى را دارد .
مسأله 1107 - مال غصب به دست هر كس آمد بايد به صاحبش برسانند
با قدرت و با عدم قدرت صدقه بدهند و احتياطا به اذن مجتهد [ 3 ] باشد .
مسأله 1108 - هر گاه شخص مثلا چوبى غصب كرد
و در ديوار يا كشتى كار كرد و مالكش همان را بطلبد بايد همان عين را رد كرد ، اگر چه موجب ضرر كلى بشود بر غاصب .
مسأله 1109 - اگر عين معدوم شد يا متعذّر است ردّ آن ، بايد اگر مثلى است مثل را و اگر قيمتى است قيمت آن را بدهد .
مسأله 1110 - هر گاه عين مال مغصوب حاضر باشد ، غير آن را رد كند كفايت
هامش
[ 1 ] - ( صدر ) ولى خلق مىتوانند آن فرش را به دور اندازند و در محل آن نماز بخوانند .
[ 2 ] ( ميرزا ) و گرفت .
[ 3 ] ( صدر ) در بعض صور البته به اذن مجتهد باشد .