آورد ، اين شرط اعتبار ندارد . [ 1 ]
مسأله 451 - هر گاه شخص در ركعت چهارم يا سيّم به خيال ركعت اول يا دويّم ، مثلا حمد را شروع كرد ، در بين حمد ملتفت شد ، قطع كند حمد [ 2 ] را و تسبيح يا حمد ديگر بخواند و بعد دو سجده سهو از براى زيادتى حمد بىجا احتياطا به جا آورد .
مسأله 452 - هر گاه شخص « بسم الله » را به قصد سوره گفت ، سهوا سوره ديگر شروع كرد در بين ملتفت شد ، رجوع كند به همان سوره و اگر موالات به هم خورده « بسم الله » را دوباره [ 3 ] بگويد .
مسأله 453 - بدان كه موالات هر فعلى بالنسبة به خود آن فعل است ، مثل تكبير و حمد و سوره و تشهد و سلام و تسبيح ، هر گاه نسيانا موالاتشان فوت شود ، [ 4 ] ضرر ندارد ، به شرط تدارك آن ، به خلاف موالات اصل نماز كه اگر بهر قسم فوت شود عمدا و سهوا نماز باطل مىشود و اما اگر يك كلمه را ، مثلا عمدا مقدم بدارد بر ديگرى ، نمازش باطل [ 5 ] مىشود .
مسأله 454 - نماز جمعه ، واجب تخييرى است
نه عينى و احوط جمع است .
هامش
[ 1 ] ( خراسانى ) يعنى در صورتى كه نماز را به جماعت به جا آورد . ( صدر ) يعنى در آن بعضى كه به جماعت مىكند . ( شيرازى ) اگر اذن قرينه شود بر اسقاط شرط در جماعت .
[ 2 ] ( يزدى ) وجوب قطع معلوم نيست ، مگر آن كه بدون قصد باشد از قبيل سبق لسان .
[ 3 ] ( تهرانى ) احتياطا .
[ 4 ] ( يزدى ) اگر صورت نماز محو نشود ، اقوى صحّت است در غير صورت عمد .
[ 5 ] ( ميرزا ) على الاحوط .