مسأله 432 - شخص ذكر ركوع را در سجده گفت به خيال ركوع بودن پس به خاطرش آمد كه در سجده است ، ذكر سجده را بگويد و بعد دو سجده سهو احتياطا به جا بياورد و همچنين است در ركوع ذكر سجده گفتن و اگر بى شعور بر زبانش جارى شد سجده سهو نمىخواهد . [ 1 ]
مسأله 433 - مسافر ، مثلا هفت فرسخ رفت در يك روز و يك فرسخ برگشت و شب را در آنجا ماند ، نمازش را شكسته كند و اما اگر يك فرسخ برود و هفت [ 2 ] فرسخ بر گردد تمام كند . [ 3 ]
مسأله 434 - هر گاه شخص اهمال كند در طمأنينه و شرايط اجزاء نماز عمدا ، در عقاب مثل تارك الصلاة است امّا در حكم تارك الصلاة نيست .
مسأله 435 - هر گاه شخص بعد از نماز شك دارد كه نجاستى كه در بدنش بود شسته است يا نه ، نمازش صحيح است و از براى نماز بعد ازاله كند و احوط و اولى آن است كه آن نماز را هم اعاده كند .
مسأله 436 - شخص عقب گريخته رفت
مثلا بى قصد مسافت و تمام كرد نماز را در جايى كه [ 4 ] قصدش مسافت است ، تا آنجا است نماز را تمام كند ، وقتى كه روانه شد و مراجعت كرد شكسته كند ، در مراجعت ، گذشتن از حدّ ترخص هم شرط نيست .
مسأله 437 - جايى كه شخص احتياطا بايد نمازش را اعاده كند
اگر وقت نماز بعد تنگ باشد ، اول نماز بعد را به جا آورد و احتياطا [ 5 ] آن را قضاء كند و اگر به قدر پنج ركعت وقت باقى باشد هر دو را ادا كند ، همچنين است نماز احتياط از براى شك .
مسأله 438 - شخص جايى كه بايد نمازش را اعاده كند به احتياط عدم فتوى ، هر گاه عمدا اعاده نكند با وسعت وقت و نماز بعد را به جا آورد ، هر دو را اعاده كند ،
هامش
[ 1 ] ( شيرازى ) بلكه بياورد احتياطا .
[ 2 ] ( يزدى ) اقوى در اين نيز قصر است و احوط جمع است .
[ 3 ] ( صدر ) احوط و اولى جمع است .
[ 4 ] ( صدر ) مراد اين است كه به هشت فرسخ رسيد و مىخواهد بر گردد .
[ 5 ] ( يزدى ) يعنى اوّل را .