مستحبى - و سهوا در دلش گذشت يا بر زبانش جارى شد نمازى ديگر ، چون ملتفت شد باكى نيست [ 1 ] ، همان نمازى است كه قصد داشت در اول ، عدول نمىخواهد .
مسأله 397 - اگر اول قصد نمازى كرد و تكبير گفت و بعد به خيال نمازى ديگر تمام كرد
همان نماز كه اول قصد داشت ، حساب است [ 2 ] اگر در عدد ركعات موافق باشند .
مسأله 398 - انگشتر متنجس در غير دست
و شبه [ 3 ] آن ممنوع است [ 4 ] ، بنا بر احتياط از براى نمازگزار ، اما فروختنش جايز است و احوط إعلام است .
مسأله 399 - هر گاه شخص در نماز قهرا حركت كرد
اما به قسمى كه از صورت نماز گزار نيفتاد بعد كه قرار گرفت ذكر يا قرائتى در آن حال خوانده ، قربة إلى الله اعاده كند ضرر ندارد .
مسأله 400 - قرائت جهريّه كه آخرهاى كلمه بعضى جاها آهسته خوانده مىشود
كه صدا در خيشوم مىافتد ضرر ندارد . [ 5 ]
مسأله 401 - فرش زير مريض حكم لحاف رويش را ندارد
كه بايد پاك باشد به جهت نماز .
مسأله 402 - معفوّ نيست مربّيهء طفل با قدرت شستن [ 6 ] جامه اش
يا عاريه و اجاره گرفتن بدون مشقت . [ 7 ]
هامش
[ 1 ] - ( يزدى ) اگر مجرد خطور قلبى با جريان لسان و قصد نماز اوّل بر قرار باشد .
[ 2 ] ( صدر ) مطلقا معلوم نيست .
[ 3 ] ( يزدى ) اقوى جواز است .
[ 4 ] ( خراسانى ) گذشت حكم محمول نجس [ مسألهء 353 ] .
[ 5 ] ( يزدى - ميرزا ) مشكل است مگر آن كه از حدّ جهر بيرون نرود .
[ 6 ] ( ميرزا ) با قدرت و عدم مشقّت در تحصيل جامه - چه به خريدن و چه به اجاره - اشكال است و عدم عفو اقوى است .
[ 7 ] ( ميرزا ) على الاحوط . ( يزدى ) گذشت كه مطلقا مىتواند .