إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا
« 1 » اين جمله جواب سؤال مقدّرست كه به منزلهى تعليل براى بشارت دادن است .
و تنزيل آيه اين است كه خداوند دفع مىكند كفّارى را كه با مؤمنين جنگ مىكنند و مقصود تعميم دفع خداى تعالى است يعنى خداوند كفّار ، بلاها و حيلهى حيلهكنندگان ، آزار اذيّتكنندهها ، لشگريان جهل از جنّ و شياطين را از مؤمنين دفع مىكند .
و در لفظ « يدافع » اشعار به اين است كه كفّار و بلاها و آزار دهندگان ، و جنود جهل از جنّ و شياطين بر مؤمنين هجوم مىآورند و لكن خداوند آنها را دفع مىكند .
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ
خداوند هر خيانتكار ناسپاس را مبغوض مىدارد .
اين نيز در مقام تعليل است ، گويا گفته است : خداوند مؤمنين را دوست مىدارد ، كافرين ، مكركنندگان و جنود شياطين را مبغوض مىدارد ؛ و لكن آن را با لفظ « خوّان كفور » يعنى خيانتكار ناسپاس آورد تا اشعار به اين باشد كه هر كس بر مؤمنين هجوم آورد او خيانتكار ناسپاس است ، هر كس كه مىخواهد باشد .
هامش
( 1 ) پير طريقت گفت : وقتى خواهد آمد كه زبان در دل برسد و دل در جان برسد و جان در سرّ برسد و سرّ در حقّ برسد ، آنگاه دل به زبان گويد خاموش سرّ به جان گويد خاموش و نور به سرّ گويد خاموش خداوند گويد : اى بنده من ديرى بود تا قولى گفتى . اكنون من مىگويم و تو مىشنوى . خواجه عبد اللّه انصارى