تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
چهارم - اينكه در قيامت اين أيام را در معرض حساب بر نمى آرند ، واين در واقع با توجيه أول يكى است ، وأولى توجيه ثاني است ، وآن هم اگر چه بحسب ظاهر مشكل به نظر مى آيد ، چه لازم أو آنست كه كسى لا أقل در سفر زيارة نميرد ، واين خلاف محسوس ومشاهد است ، ولى جواب أو : أولا - آن است كه اين أمور مستحبات ومكروهات كه بعضي منافع ومضار دنيوية براي آنها مقرر است جز مقتضى بيش نيستند ، وعليت تامه ندارند ، واز اين جهت الزام در مورد آنها نشده ، وعقل با اطلاع بر أو ترخيص در ترك مىكند ، چه مانع دارد كه در بعضي موارد با مانع مقترن شود ، يا مقتضى خلاف كه أسباب نقص عمر باشد مثل قطع رحم وترك صدقه وظلم با أو مجتمع شده باشد . وثانيا - اينكه مىتوان گفت كه خواص وآثار مستحبات كه متعدد مذكور مىشوند همه در جميع موارد نباشد بلكه هر يك در محلى است ، مثلا يكى وسعت رزق بياورد ، ويكى خشوع قلب ، يكى طول عمر ، يكى رفع بلا ، بحسب تفاوت مصالح واختلاف استعدادات ، وهم چنين در بعضي هر دو ، ودر بعضي همه ، وبنابر اين اقتضاء در جميع موارد هم متيقن نيست ، واحتمال وجود مقتضى وعدم مصادفه مانع كفايت در بعث وتحريك در فعل مىكند . وثالثا - اين گونه سببيات بر فرض تسليم مخصوصند بأمور مقدره در لوح محو واثبات نه در مقدار حتميه ، واز اين قبيل است كه صدقه ودعا را در كثير از مقدمات تأثير مشهود است ، مانعى نيست بلكه اولويت هست كه زيارة سيد الشهداء عليه السلام همان اثر داشته باشد ، وما به حمد الله در موقع خود از علوم عقلية حل عقده اين اشكال بوجه أحسن ونوع أبين ( بيان ظ ) كرده أيم ، ومقام مقتضى دخول در آن نيست .