تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
مستقيم نخواهد شد ، چنانچه علامه مجلسي قدس الله سره اشاره به اين فرموده ( 1 ) . ودر ( كافى ) نيز قريب به اين اخبار روايت شده ، چنانچه سند به حضرت صادق عليه السلام مىرساند كه جبرئيل دو بار هبوط كرد ، وتهنيت وتعزيت ولادت وشهادت حسين عليه السلام را ادا كرد ، ورسول خداى فرمود : " لا حاجة لي في مولود يولد من فاطمة تقتله أمتي من بعدي " سوم بار جبرئيل فرود آمد واز جانب رسول رب العزة ابلاغ سلام نمود ، وعرض كرد خدايت بشارت مىدهد به اينكه در ذريت أو امامت وولايت ووصيت را قرار داده ، پس فرمود راضى شدم ، آنگاه كس بفاطمة عليها السلام فرستاد ، وى نيز همان جواب داد تا بشارت ولايت وامامت ووصيت را بوى دادند خوشنود شد ، وقبول فرمود ( 2 ) . هم در ( كافى ) به طريق ديگر ذكر اين بشارت منقول است ، در ذيل قضية فطرس ( 3 ) . ومخفى نماند كه اين اختصاص از براي آن جناب نسبت به حضرت امام حسن است ، اگر چه اين دو بزرگوار انجب خلق ، وأشرف بشرند بحسب نسب ، چه هيچ كس را از مخلوقات پدرى به جلالت پدر ، ومادرى به شرافت ، وجدى به بزرگوارى جد اين هر دو امام نيست ، چنانچه اين فقره به ضرورت ثابت شده ، پس به اين ملاحظه مىتوان گفت كه حضرت سيد الشهداء از حيثيت مجد - كه شرف مكتسب از غير است - اشرف از جميع برايا است ، چه اگر چند از شرف طرف آباء شراكت با برادر بزرگوار خود دارد " والسماء خير ما بها قمراها " وليكن از شرف طرف
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 43 / 247 ط طهران ، كامل الزيارة مثله ، بحار الأنوار : 44 / 233 . ( 2 ) كافى ج 1 / 464 باب 116 وكامل الزيارة ص 57 ، بحار الأنوار 44 / 232 . ( 3 ) كمال الدين 1 / 398 ، بحار الأنوار 43 / 248 واين حديث را شفاء الصدور از بحار الأنوار نقل فرموده كه در أو بدل ( اكمال الدين ) ( كافى ) ذكر شده است .
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 392 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي