تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
به حال وى است ، وأو قبل از بعثت خبر داده به نبوت پيغمبر وامامت أئمة اثنا عشر ، واشعار أو در كتب مسطور است ، ومعاصر مؤرخ را در تفسير اين كلمه خطائى واضح دست داده كه حديث را تنزيل بر حضرت أبو طالب كرده ، وقس را بي مساعدة عرف ولغت كناية از آن جناب گرفته ، وهم چنين در آية كريمه " ان إبراهيم كان أمة واحدة قانتا لله " ( 120 إبراهيم 16 ) گفته‌اند . وبعض علما را در اين تأويلى ديگر است ، وآن چنين است كه هر پيغمبرى به حكم رياست وأحاطت به مقام أمت كل أمت است ، وايشان بمنزله اجزاء اويند ، پس هر چيزى كه باوشان رسد به أو رسد ، وبزرگى ايشان بزرگى أو است ، وهم چنين به حكم آن نوع از يگانگى كه بين كل وجزء است مجموع أمت را از كمالات نبي نصيبي است ، از اين جهت است كه أمت مرحومه خير الأمم شدند ، واين بيانى است كه در كليه رؤساء هر چند رياست ظاهريه باشد به اعتبار عرفى متمشى خواهد بود ، چه هر رئيسى به لحاظ مطاعيت جهة احاطه وتسلطى بر مرؤسين دارد كه به آن اعتبار آنها را جزء خود فرض مىكند ، واين جزئيت تقديريه منافى بساطت نيست ، ولازمه أحاطت هست ، واز اين روى كار آنها را به خود نسبت مىدهد ، ويا آن ها را با خود فرض مىكند ومىگويد ما چنين كرديم وما چنين گفتيم . تأسيس : چنانچه در ( تاج المصادر ) و ( منتهى الإرب ) و ( مصباح ) است بنياد نهادن است ، وأساس بنياد است ، ونسبت تأسيس به أساس مبنى بر تجريد است مثل " اسرى بعبده ليلا " ( 1 / 17 ) پس بمعنى مطلق جعل است ، وأساس به لسان مشهور نحويين مفعول است . ودر أمثال اين عبارت اشكالى است ، مجمل أو آن است كه " مفعول به " عبارت از چيزى است كه اثر فاعل به أو برسد وبر أو واقع شود ، پس وجود " مفعول به " قبل از فعل لازم است تا بتواند متحمل آن اثر شود ، ودر جائى كه
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 270 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي