تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بلكه محض نفى خواطر در تجويز شروع در ذكر غير كافى است ، چه نفى خواطر به منزلهء پرداختن منزل است از خاك و خاشاك ، و همين قدر از براى منزل محبوب كافى نيست بلكه لازم است تزيين از فرش و تطييب آن . [ 143 ] و كيف ترى ليلى به عين ترى بها * سواها و ما طهّرتها بالمدامع [ 144 ] بلى يك نوع از ذكر در نفى خواطر مجوّز است و آن آنست كه غرض از آن نه ذكر باشد بلكه مطلب ردع شيطان باشد . [ 145 ]
هامش
[ 143 ] - شايد مراد مصنّف ( ره ) از تزيين و تطييب منزل ذهن بعد از پاك كردن آن به نفى خاطر و قبل از آمدن ميهمان ذكر ، توجّه به مقام استاد خاصّ بوده باشد كه آن معدّ و ممدّ ذكر خواهد بود . [ 144 ] - مرحوم نراقى نيز در « خزائن » ص 130 اين چهار بيت شعر را از مجنون عامرى نقل كرده است ولى دو بيت اوّل آن را بدين گونه نقل كرده است : و إذ رمت من ليلى على البعد نظرة * لاطفى بها نار الحشا و الأضالع تقول نساء الحىّ تطمع ان ترى * محاسن ليلى مت بداء المطامع و كيف ترى . . . [ 145 ] - بدانكه هر خاطرى به انسان خطور كند جز خاطرات رحمانيّه و ذكر خدا همه شيطانى است و بايد آن را با شمشير ذكر دفع كرد . بنا بر اين آيهء مباركهء إنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَاذا هُمْ مُبْصِرونَ 7 : 201 بهترين دليل و شاهدى است براى مدّعاى ما . و آن اينكه بايد هر خاطره اى را با ذكر دفع نمود يعنى بايد با نور خدا شيطان را دفع كرد ، و با تأييدات او دفع معاصى نمود . الهى إن لم تبتدئنى الرّحمة منك بحسن التّوفيق فمن السّالك بى إليك في واضح الطَّريق . علاوه بر اين اصولا براى انسان هنگامى نفى خاطر مطلق ممكن است كه از جميع درجات ذكر تعيّنى گذشته باشد . آن وقت مىتواند ذهن خود را بدون هيچ ذاكره اى نگاه دارد . و معلوم است كه چنين ذهنى ذاكر خدا است بدون لباس تعيّن و عارى از جميع ملابسات و شئونات تقييديّه و اسماء و صفات معيّنه . و البته ذكر بر اين مقام تقدّم رتبى دارد .