سيماى دين برحلت باب گراميت * آنگونه شد مشوه وديد آن همه زيان
لات وعزى بحيله گرفتند ملك دين * حق على وحق تو بردند از ميان
اميد ما بود به مهين يادگار تو * كايد برون زپرده وعدلش شود عيان
ما را از اين مذلت وخوارى دهد نجات * آيد ( على ) بهار وصال از پى خزان
" شيخ على صافي گلپايگانى "
صحيفة الزهراء ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 313
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص٣١٣