اى أم محامد ومعالى ، اى از تو مشام جان معطر * با اينهمه عز ورفعت شأن ، با آن همه فخر بي حد ومر
از ظلم منافقين أمت ، شد قلب منير تو مكدر * آن را كه نمود حق مقدم ، كردند معاندان مؤخر
بردند فدك به غصب وبستند ، بر باب تو گفته اى مزور * افسوس شكست دشمن دين ، پهلوى تو را به ضربت در
بازوى تو را به تازيانه ، زد قنفذ ملحد ستمگر * از سيلى وشرح آن نگويم ، كافتد به دل از بيانش آذر
در ماتم محسن شهيدت ، مائيم به سوگ وناله اندر * بر لطفي صافي از سر لطف ، بنگر كه بود پريش ومضطر
بس فخر از آن كند كه دارد * بر سر زستايش تو أفسر
" شيخ لطف الله صافي گلپايگانى "
صحيفة الزهراء ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 310
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص٣١٠