زمين كعبه همچون كربلا نيست
نبي ما محمد گاه گاهى * به إقليم يمن بودش نگاهى
ندانم اندر آن صحرا چه ديدى * كزو بوى خدا را مى شنيدى
به هر گلشن گلى رويد خدائى * در آن گل هست بوى آشنائى
به هر رنگى گل توحيد رويد * دهد بوى خدائى تا كه بويد
اگر امروز آن بو در يمن نيست * ور آن چوپان عارف در قرن نيست
برو بو كن زمين كربلا را * كز آنجا بشنوى بوى خدا را
مگر اى كربلا خاك بهشتى * كه خاكى مشك بو عنبر سرشتى
اگر خاكى به معجز كيميايى * بهشتى ؟ كعبه عرش علائي
زمين كعبه همچون كربلا نيست * كه أو آغشته با خون خدا نيست
صحيفة الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 358
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص٣٥٨