بزرگت ونيكى ديرينه ات به من از أنواع كسب وكارها وگونه هاى مختلف
لوازم زندگى بهره مندم ساختى ، آنگاه كه نعمتهايت را بر من تمام ساخته
وبلاها را از من دور ساختى .
ناداني وگستاخيم بر تو ، تو را باز نداشت كه به آنچه مرا به تو نزديك
مى كند وبه با منزلت گرديدن نزد تو موفقم مى دارد مرا دلالت وراهنمائى
كنى ، اگر تو را بخوانم أجابت كرده ، واگر از تو حاجت طلبم عنايت
مىنمائى ، واگر فرمانبرداريت را بكنم شكر گذارده ، واگر سپاست را بگويم
بر نعمتهايت مىافزايى ، تمامى اينها براي كامل كردن نعمتهايت بر من
ولطف وعنايتت نسبت به من مى باشد .
پاك ومنزهى ، پاك ومنزهى ، اى آغاز كننده وبرگرداننده ، ستوده
وبزرگوار ، نامهايت مقدس ونعمتهايت بزرگست ، خدايا كدام نعمتهايت را
بشمار آورده وذكر كنم ، يا كدام عطاهايت را توان شكر گذاردن دارم ، در
حالي كه بيشتر از آنست كه شمارندگان بشمار آورند يا حافظان آن را فرا گيرند ،
وخدايا آنچه از بد حالي وپريشانى كه از من باز گردانده ودفع نمودى
بيشتر از سلامتي وخوشحالى است كه در من نمايان است .
بارالها ! با حقيقت ايمانم وبناى محكم يقينم ويكتاپرستى
بي آلايشم ، ونهاد پوشيده أم ، وآويزه هاى راههاى نور ديده أم ، وچينهاى
صفحه پيشانيم ، وشكافهاى حفره هاي راههاى تنفسم ، وپره هاى نرم
صحيفة الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 173
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص١٧٣