تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
و اين ظهور را نسبت به آنچه كه ظهور يافته است قول عالى مىگويند . پس هرگاه خدا ، اراده كند كه آدم بشرى را در عالم طبيعت بيافريند اين اراده و آنچه كه اراده شده در عالم و احديت ناگزير از او نمودار مىشود ، كه به وجهى عالم مشيّت و به وجهى عالم اسماء و صفات و به وجهى عالم لاهوت و به وجهى عالم علويّت على ( ع ) مىباشد . در واقع اين صورت بلكه حقيقتى كه ظاهر شده انسان لاهوتى است ؛ سپس در عالم ملائكه نگهبان ( مهيمن ) ظاهر مىشود . پس از آن ، در عالم فرشتگان صافّات صفّا ( صف‌زدگان صف زدنى ) آنگاه در عالم مدبرات امر ( فرشتگان تدبيركنندهء امور ) بعد از آن در عالم فرشتگان صاحب بالها ، سپس در عالم ملائكه‌اى كه هميشه در حال ركوع و سجود هستند ؛ سپس در عالم طبع ؛ پس از آن در ملكوت سفلى كه عالم جنّ و شياطين است ؛ ظاهر مىگردد . ظهور آدم بر مراتب ملائكه با مجموع لوازم و اوصافش مىباشد كه از جملهء آنها خلافت وى از جانب حضرت احديّت در زمين است ، و اين همان گفتهء خداى تعالى است كه فرمود :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
فرشتگان مقرّب به علت احاطه و گستردگى ادراكشان آدم را درك كرده ؛ آنچه لازمهء وجود او و صفات پيدا و نهان او است و آنچه در او بالقوّه و بالفعل موجود است ؛ فهميدند و دانستند كه آدم ( ع ) مركّب از اضداد و محلّ صفات زشتى مىباشد كه به شهوات موصوف بوده ؛ كه اگر از مقتضيات شهوت منع شود ؛ خشم و كينه در او به هيجان آمده و تحريك مىشود و قوّهء غضب نيز مقتضى كشتن و اسارت گرفتن و غارت و فساد انگيختن مىباشد ، و نيز ملائكه دانستند كه بشر محل و ظرف انسانيتى است كه شأن آن به فرمان در آوردن اضداد و اطاعت كردن از امور متضاد است ، و هر وصفى از اوصاف او مناسب موجودى از