است .
و نيز گفته شده است كه اصلش مفعل از « لاك يلوك » به معنى ارسل « فرستاد » بوده بعد ( واو ) پس از نقل حركت آن به ( الف ) قلب شده است و سپس حذف شده است .
و بعضى گفتهاند ؛ اصلش ملاك ، بر وزن فعال از ملك يملك بوده است ؛ سپس الف حذف شده ملك گرديده است .
ملك انواع بسيار دارد :
يك نوع آن فرشتگان زمينى مىباشند كه متعلّق به مادّياتند چه متعلق به جرمهاى زمينى يا آسمانى باشند ؛ داراى مراتب ترقى و تنزّلند و ملائكه ركّع و سجّد ؛ يعنى : فرشتگان هميشه در حال ركوع و سجود از جملهء آنان مىباشند و آنچه در اخبار آمده است مبنى بر سقوط ملك از مقامش و پايين آمدن از مرتبهء خويش و شفاعت كردن شفيع از او مربوط به همين نوع ملائكه است نه ساير انواع . زيرا ملائكههايى كه به مادّيّات متعلّق نيستند ؛ هر كدام مقام معلوم و مشخّصى دارند و در جاى خود ثابتند .
و بايد دانسته شود عوالم به وجهى سه عالم است :
اول عالم جنّ و شياطين است ، كه دوزخ و آتش در همين عالم قرار دارد و آن جايگاه مردمان شقى و معذبين از بنىآدم است و آن عالم اگر چه مجرّد است ، پايينتر از عالم مادّيات است .
دوم عالم مادّيات است ، از آسمان و آسمانيان و زمين و زمينيان .
اين عالم ضعيفترين عالمها است .
سوم عالم مجرّدات علوى است و آن عالم ملائكه است ، و آنان را نيز مراتبى است از قبيل فرشتگان هميشه در حال سجود ، فرشتگان همواره در حال ركوع ، فرشتگان داراى دو بال و سه بال و چهار بال ،
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 590
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٥٩٠