تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
رئيسى و اصلى است ، و بعضى از اعضاء ديگر انسان شرط پيدايش يا حفظ اعضاء رئيسى است و بعضى از اعضاء شرط بقاء و بعضى براى تجمّل و زيبائى و بعضى لازمهء آفرينش انسان هستند و بعضى ديگر به وجهى شرط و به وجهى لازمه آنند . چنانچه طحال و كيسهء صفرا مانند زهر داران مىباشند و سوداء و صفرا خود همانند زهر هستند ولى در آنها سودهائى هم است ، كه در جاى خود ذكر شده است . مو و ناخن با وجودى كه پست‌ترين اجزاء بدن مىباشند ؛ و در آنها حيات وجود ندارد در عين حال لازمهء خلقت و بقاء انسان هستند و زيبائى بدن بدان وابسته است . اگر مقصود از زمين و آسمان كه در آيه آمده است ؛ همان آسمان و زمين عالم صغير باشد ، در بيان خداى تعالى «
ثُمَّ اسْتَوى
» كه با « ثم » عطف فرموده است اشكالى باقى نمىماند ، زيرا خلقت آسمانهاى عالم صغير نسبت به زمين آن بعد از تمام شدن زمين آن و آنچه در آن است مىباشد و معنى آن اين است كه بعد از اتمام زمين و آنچه در آن است خداوند به خلقت آسمانها پرداخت . امّا اگر مقصود از آسمان در عالم كبير اجرام علوى باشد خلقت آن با خلقت زمين آن همراه است و اگر ارواح علوى منظور نظر باشد خلقت آسمانها قبل از زمين آنها است . آنچه در اخبار آمده است و دلالت بر پيشى خلقت زمين بر آسمانها دارد ، حمل بر عالم صغير مىشود . اگر آيه را بر عالم كبير حمل كنيم ؛ عطف با لفظ « ثم » به جهت تفاوت در دو نوع اخبار و دو نوع خلقت است . كلمه « استوا » كه در اين آيه ذكر شده است به معنى قصد و ارادهء خلقت آسمانهاست . « فسوّاهنّ » ؛ آنها را بطور تمام و كامل و مصون از كژى و شكستگى