تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
انسان را غايت و غرض قرار دادن دليل آن است كه به ذات حقّ منتهى مىشود و هر چه به ذات حقّ منتهى شود از هر شريفى بعد از حق تعالى شريف‌تر است . يا معناى « خلق لكم » به معنى « لانتفاعكم فى بقائكم » است ، براى بهره بردن در جهت بقاء شما ، چه انسان در بقاء نيازمند به اصل عناصر و مواليد آن مىباشد . ممكن است مقصود اين باشد كه خداوند آنچه در زمين است جهت اصل خلقت و بهره‌يابى در بقاء شما آفريد ؛ و آنچه در ظاهر به نظر مىرسد ؛ مبنى بر اين كه خلقت انسان و بقاء او نياز به بيشتر معادن و نباتات و حيوانات ندارد ، بلكه بعضى از آنها مانند : زهرها و زهر داران موجب زيان انسان هم مىباشند . اشتباه است و ناشى از عدم آگاهى از كيفيّت ارتباط بين معلولات است چه بعضى اصلى و مقصود بالذّات هستند و بعضى علل آفرينش چيز ديگرى قرار مىگيرند كه آن مقصود اصلى است و يا علّت كمال آن مىباشند و بعضى از آنها شرط خلقت و برخى لازمهء آن هستند ، همان‌طورىكه در موجودات زمين عالم صغير مشاهده مىشود زيرا قول خداى تعالى
ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
اختصاصى به زمين عالم كبير ندارد ، بلكه مىگوئيم : هرجا اسمى از زمين و آسمان به ميان آيد . ابتدا زمين عالم صغير منظور است و آنچه در عالم صغير شناخته نشود ؛ در عالم كبير شناخته نخواهد شد . زيرا جهان صغير نسخهء مختصرشدهء عالم كبير است كه با مطالعهء آن مطالعهء عالم كبير امكان‌پذير مىشود . آنچه در زمين عالم صغير است يا علّت ، يا شرط پديد آمدن يا بقاء انسان حقيقى است ؛ كه آن آدم ابو البشر مىباشد و يا علّت يا شرط كمال و جمال او و يا لازمهء پديد آمدن و بقاء انسان است ؛ و يا به وجهى علّت و به وجهى لازمه آن است ، زيرا ، پيدايش انسان متوقف بر پيدايش اعضاء