تحقّقى است ؛ كه دامنگير همهء مردم جز انبياء و بعضى از اولياء مىشود .
و كفر در يك تقسيم ديگر به اقسام ديگر هم تقسيم مىشود كه عبارتند از : كفر فطرى و آن كفر ذاتى است كه براى صاحب چنين كفرى انذار و بيم دادن فايده ندارد و كفر عرضى ، كه انذار و بيم دادن پيامبر به اين نوع كافر سودمند است بلكه اصلا انذار مخصوص همين كافر است ، و گرنه براى مؤمن از جهت ايمانش جز بشارت چيز ديگرى نيست .
منظور از كفر در اين آيه ، كفر ذاتى است كه براى شخص كافر ، انذار سودى ندارد . ازاينرو كلمهء « سواء » ؛ مصدر است و بمعنى مستوى و مساوى بر « الّذين كفروا » حمل شده است ، در مفرد و جمع مذكّر و مؤنّث يكسان به كار مىرود .
« عليهم » : انذار براى آنان سودى ندارد ؛ نه براى تو چه انذار كردن تو اطاعت امر است و براى تو نافع ، اعمّ از اينكه مؤثّر باشد يا مؤثّر نباشد ؛ وظيفهء تو ابلاغ امر است و بس و آنها هستند كه از جهت عدم تأثير انذار مورد مذمّت واقع مىشوند .
و اين كلام خدا در ذمّ آنان بر عكس آنجا است كه فرموده است .
. . . سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ
( اعراف 192 ) براى شما مساوى است و فرقى نمىكند چه شما ، ايشان را بخوانيد و چه ساكت بوده ؛ حرفى نزنيد . مراد از اين بيان ذمّ مخاطبين است . براى انجام امرى كه براى آنان سودى در بر ندارد .
أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ
فعلى كه بعد از همزهء تسويه بيايد ؛ يا به مصدر برگردانده مىشود يا معنى مصدر در آن لحاظ مىگردد با قطع نظر از نسبت كه جزئى از معناى فعل است ؛ به همين جهت محكوم عليه واقع