تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
اين دو مرتبه پديد آمده است . بيشتر متشيّخه مغرور ، از اين دو مرتبه هلاك شدند چون پنداشتند كه و اصل گشته‌اند و از شيخى كه بايد آنها را به كمال برساند ؛ بىنياز شده‌اند . درحالىكه نياز آنان در اين حالات به شيخ بيشتر از ديگر حالات است . خلاصه اينكه مهلكه‌هاى مراتب توحيد فعلى و وصفى تا خروج از آن به مرتبهء توحيد ذاتى بيش از آن است كه در بيان بگنجد يا با نوشتن قلم‌ها بتوان آنها را شمارش كرد . آنگاه كه دريافت كه آنكه متحقّق با لذّات است ، همان حقّ اوّل ، تعالى شأنه مىباشد و ساير مراتب وجود اعتبارات محض بوده ؛ نمودهاى اعتبارى هستند كه از گسترش مراتب آن حقيقت ناشى شده‌اند و ديدگاه او دگرگون شد ؛ و در نتيجه در عالم وجود چيزى جز وجود حق تعالى كه منزّه از هر گونه تعيّن و اعتبار است نديد و در اين معنى «
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
» ، بلكه معنى « لا هو الّا هو » را تحصيل و دريافت كرد ، و از آن لذّت برد در اين صورت است كه مرتبهء ديگر تقوى برايش حاصل مىگردد ؛ كه آن آخرين مرتبهء تقوى است ، زيرا كه در آن حالت براى سالك ذاتى و اثرى نمىماند ؛ تا براى وى فعل و وصف و تقوا تصوّر گردد . حال اگر عنايت الهى شامل حال او گشته و به موهبت بقاء بعد از فنا و هوشيارى « صحو » بعد از محو « 1 » و شهود حقّ و تشبّه به رحمن رسيد ، و
هامش
( 1 ) محو و صحو - محو عبارت است از دور كردن اوصاف نفوس و بر سه قسم است : محو زلّت از ظواهر ، محو غفلت از ضمائر ، محو علت از سرائر . صحو به معنى هوشيارى است و آن بعد از سكر و مستى حاصل مىشود به قول جنيد بغدادى : صحت حال عبد است يا حق . و به قول شاه نعمت اللّه ولى در رسالهء تعريفات : صحو آنست كه اللّه بر صاحى ( آنكه در مقام صحو است ) كشف گرداند اسرار الهى را در عموم و خصوص . و صحو بعد از محو به قول صاحب گلشن راز : جمع الجمع مشهود و خلق است قائم به حق ؛ يعنى حقّ را در جميع موجودات و مخلوقات مشاهده كند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 429 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى