تحقيق در اينكه تا انسان از اسارت نفسش بيرون نيايد از قرآن جز لفظ و عبارت چيزى درك نمىكند .
انسان تا وقتى كه از اسارت نفس و هوسهايش رها نشده باشد و به حدّ تسليم و استماع كه از لحاظى علم و از لحاظى دوّمين درجهء آن مىباشد ، نرسيده باشد ، يا به حدّ تحقيق و بىنيازى از تقليد نرسيده باشد كه خداى تعالى با اين گفتار
لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
« 1 » .
يعنى ، هرآينه پندى است براى كسى كه داراى قلب هوشيارى باشد و يا به حقايق الهى گوش فرا دهد به آن دو اشاره نموده است ، ممكن نيست آن حقايق يا مرتبهء نازله و ظهور آن را درك نمايد .
در نتيجه ، براى او ، ادراك قرآن و نبوّتها و رسالتها و ولايتها از لحاظ اينكه ظهور آن حقايق و نازلهء آنها مىباشند امكانپذير نيست ، بلكه از قرآن جز صوت و عبارت و نقش و كتابت ، چيزى در نمىيابد . و از معانى قرآن تنها آنچه موافق شأن و مناسب مقام اوست در تصوّر او مىگنجد نه آنچه عناوين الهيّه براى حقايق عاليه است . چنان كه : خداى تعالى مىفرمايد :
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
؛ يعنى ، جز پاكيزگان هيچكس نمىتواند با آن ( قرآن ) تماس حاصل نمايد .
اينان از خلفاى الهى هم جز مرتبهء بشرى آنان را در نمىيابند و از دعاوى آنان ، تنها آنچه موافق ادراكات شيطانى و مرتبهء چارپايى و
هامش
( 1 ) سوره ق - آيه 36