تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩

تحقيق دربارهء اينكه حقيقت وجود تمامى چيزها هست و هيچ يك از آنها نيست « بسيط الحقيقة كل الاشياء »

آنچه كه گفته شده حقيقت ، وجود همه چيز هست و هيچيك از چيزها نيست ؛ اين سخن اشاره به اين مرتبه است و الا چنان كه گذشت از مرتبهء وجوب ذاتى خبر داده نمىشود و همه چيز بودن آن از اين جهت است كه حقيقت وجود در اين مرتبه به صورت « لا به شرط » در نظر گرفته شده است و آنچه كه « لا به شرط « 1 » » در نظر گرفته شود با آنچه كه با شرط لحاظ شود منافات ندارد ، بلكه آنچه كه « لا به شرط » لحاظ شده عين مأخوذ به شرط است اگر از شرط قطع نظر شود . و آنچه در آيات و اخبار در بيان اين اتحاد وارد شده است و اشاره به بقاى مغايرت بين اين مرتبه و بين اشياء دارد ؛ مانند : فرمودهء خداى تعالى :
هُوَ مَعَكُمْ
( حديد - 40 ) ( او با شماست ) و فرمودهء خداى تعالى :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
( بقره - 109 ) به هر سو رو كنيد آنجا روى خداست .
هامش
( 1 ) مشهور اين است كه هرگاه ماهيّتى را با امر خارج از ذات خودش بسنجيم ، آن ماهيت سه اعتبار پيدا مىكند : 1 - اينكه آن ماهيت مشروط به آن امر خارج باشد كه آن را ماهيت به شرط شىء مىنامند . 2 - اينكه آن ماهيت مشروط به عدم آن شىء باشد كه آن ماهيت به شرط لا ناميده مىشود . 3 - اينكه ماهيت نه مشروط به وجود آن شىء اعتبار شود و نه مشروط به عدم آن كه در اين صورت ماهيت لا به شرط مىشود اين قسم سوم را « لا به شرط قسمى » مىنامند در مقابل لا به شرط مقسمى كه مقصود از آن ماهيتى است كه مقسم هر سه اعتبار قرار مىگيرد ، يعنى نه به شرط شىء و نه به شرط لا ، بلكه مطلق است .