گفت : خدا به تو امر مىكند كه قرآن را بر يك حرف بخوانى .
پس گفتم : خداوندا آن را بر امّتم وسعت بده .
پس گفت : خداى عزّ و جلّ امر مىكند كه بر هفت حرف بخوان » .
در اين روايت ممكن است منظور ، قرائت قرآن به هفت لغت مختلف باشد كه بعضى از آنها بنا به لغت هذيل ( قوم بدوى هذيل ) و بعضى به لغت هوازن و بعضى به لغت حجاز و بعضى طبق لغت عراق و برخى با لغت يمن باشد . ممكن است منظور ، قرائت آن در كلمهء واحد و مقام واحد به هفت لغت باشد . مثل « هلمّ ، تعال ، اقبل ، جئ » كه همه ، به معنى « بيا » مىباشند .
اين توسعه ، در لفظ همانطور كه مىتواند بعد از نزول قرآن باشد همچنين ممكن است در حين نزول قرآن بوده باشد ؛ زيرا نازلكنندهء آيات و زبان او و كسى كه قرآن بر او نازل شده است . و قواى او داراى گستردگى بسيار است .
همانطور كه منظور از هفت حرف مىتواند لغات و لهجههاى هفتگانه باشد . همچنين جائز است كه هفت وجه ، به حسب قرائتها و اعرابى باشد كه در يك لفظ ممكن است وجود داشته باشد تا خوانندگان در توسعه باشند چه بعد از نزول و چه در حين نزول ، و نيز جائز است كه هفت وجه را در معنى ، بدانيم ؛ تا بندگان از جهت عمل در توسعه باشند چنان كه گذشت .
و آنچه كه از حضرت باقر ( ع ) روايت شده است كه : قرآن يكى است و از سوى خداى يگانه فروفرستادهشده است ؛ اختلاف از جانب روايتكنندگان است .
و آنچه كه از فضل بن يسار روايت شده است كه گفت : به امام صادق عرض كردم : مردم مىگويند قرآن بر هفت حرف نازل شده است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٠٨