توضيح
بدان كه انسان بين دو سراى رحمن و شيطان و عقل و جهل و نور و ظلمت واقع شده است ، پس اگر با فعليّتى كه منسوب به شيطان است ظاهر شود ؛ كه همان فعليّت منسوب به نفس اوست ، و از ظهور خود بينى او ناشى مىگردد ، در اين صورت تمام اندامها و قواى ادراكى او آلت و وسيلهء اجراى مقاصد شيطان و نفسش مىگردد و در جهت رحمانيت و خردش نمىباشد . و همهء كردارها و فعليّتهاى او براى شيطان است . و همهء ادراكات او جهل و نادانى است و اسباب و وسايل جايگيرى شيطان در وجود او و دورى از رحمان مىگردد .
خطا ( كه در حديث آمده است ) كردار يا ادراكى است كه با تصرّف شيطان بوده ، و سبب جايگزينى بيشتر شيطان در انسان مىشود ، پس انسانى كه با فعليت شيطان ظاهر شده ، هر چه از قرآن درك كند . ادراكات او ، نادانىهاى شيطان است . اگر چه موافق مقصود قرآن باشد و اگر قرآن را بيان كرده و تفسير نمايد ، چون با تحريك شيطان است خطا و اشتباه است اگر چه موافق قرآن بوده باشد و تفسيرش به رأى منسوب به خودش مىباشد زيرا چنين شخصى كه بدينسان فعليّت يافته ، كردارها و ادراكات را جز از نفس خود نمىداند كه ظهور خود بينى اوست .
پس درست است كه هر كس قرآن را با رأى و انديشهء منسوب به خود و خود بينى تفسير كند ؛ حتى اگر به حقّ هم تفسير نمايد ؛ در خطا و اشتباه افتاده و نشيمنگاهش بر آتش قرار مىگيرد . اگر به حقيقت هم برسد پاداشى ندارد .
حال اگر با فعليت منسوب به عقل كه همان فعليّت رحمان است ظاهر شود ؛ همهء اعضاء و قواى مدركهء او ، آلتها و وسيلههاى عقل و خدا خواهد بود و همهء افعال و فعليّتهايش ، براى خدا مىشود و همهء