اشارات و انگشت نهادن بر لطائفى كه قرآن و اخبار به آن متّصف است ؛ و نيز آگاهاندن بر حقايق و هويدا نمودن موارد نزول و اشاره كردن به تأويل آن است . زيرا كلمهء « فسر و تفسير » به معنى روشن نمودن و آشكار كردن است ؛ و آشكار نمودن هر چيزى به حسب آن چيز ، متفاوت مىباشد .
لذا روى همين جهات است كه مفسّر به علوم لغت عرب و اعراب و نحو و صرف و بلاغت و محسّنات عارض بر كلام كه در صنعت بديع مطرح مىشود ؛ و اطّلاع بر اخبارى كه در تفسير آيات وارد شده است نيازمند است ، و نيز احتياج دارد به علم عقايد عقلى اصلى « علم كلام » و اخلاق نفسى فرضى و احكام بدنى فرعى « علم فقه » و علم به مقاصد آيات و شناختن اشارههاى آن ، و نيز مفسّر احتياج دارد به اتّصاف به لطائف آيات كه اين اتّصاف مشعر به اين است كه مفسّر مىتواند به حقايق آيات متحقّق شود ، و نيز مفسّر بايد به موارد تنزيل دانا ، و به تأويل بهاندازهء مرتبهء آن ، شناسا ، و به محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و عام و خاصّ عالم باشد ؛ زيرا اگر علوم ادبى را نداند ؛ در بيان مفهوم و مقصودهاى قرآن در خطاى بسيار مىافتد ؛ و اگر به اخبارى كه در مورد تفسير آيات بيان شده است ؛ آگاه نباشد . در بيان تنزيل و تأويل آيات در اشتباه مىافتد . و اگر به علوم دينى علم نداشته باشد در بيان متشابهات و مجملات اشتباه زياد مىكند ، و اگر اشارات را نشناسد و لطائف را در وجود خويش نيابد ؛ تفسير او ناقص ، بلكه تفسير به رأى مىشود كه تمام آن اشتباه است . همچنين است دربارهء شناخت تأويل ، و اگر كسى محكم را از متشابه و ناسخ را از منسوخ و عام را از خاصّ تشخيص ندهد ، در بيان خود به يقين نمىرسد و در آنچه گفته ، خطاى بسيار مرتكب مىگردد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٦٣