در ميان ديگران قرار دهد . سزاوار آن است كه آن ، « بيان السعادة فى مقامات العبادة » ناميده شود و از آنكه به اين نوشتهها نظر مىافكند درخواستم اين است كه به آن با نظر انصاف بنگرد ، نه به ديدهء دشمنى و لجاج ، و حمد خداى را از اوّل و آخر و درود بر محمد ( ص ) و خاندان او باد .
پيش از شروع در مقصود دربارهء حقيقت علم و فرق بين آن و جهل مشابه علم ، و شرافت علم و پستى و بىارزشى نادانى و اينكه هر چه دانش افزون شود از خود بينى كاسته مىگردد ، و هر چه نادانى بيشتر گردد خود بينى زياده گردد ، و اينكه علم پيوسته با حيرت و خشيت همراه است ، تنهائى و كناره جوئى را ايجاب مىكند و با عمل ملازم و از آن جدا ناشدنى است ، و اينكه ادراكى كه از عمل بىبهره باشد همان نادانى دانشنماست ، و نيز دربارهء مستحب بودن خواندن و گوش كردن به قرآن ، و چگونگى قرائت ، مراتب خوانندگان آن و روا بودن تفسير و بيان ظاهر و باطن ، تنزيل و تأويل ، محكم ، متشابه ، ناسخ و منسوخ ، عامّ و خاصّ قرآن مطالبى ذكر مىكنيم و نيز خواهيم گفت كه تفسير به رأى كه در قرآن و اخبار نكوهش شده است ، همان تفسير مبتنى بر ادراكات ناشى از جهل است ؛ و تفسير از روى علم ، همان حكمتى است كه در قرآن آمده است .
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
« 1 » ( و هر كس را حكمت داده شود خير بسيارى به او داده شده است . ) و اينكه اينگونه تفسيرها ، همانست كه انسان به آن مأمور بوده و روشى پسنديده مىباشد .
و اينكه تفسير قرآن با تمام مراتب و مقامات آن ، مخصوص اهل
هامش
( 1 ) بقره - 269