بر لبانش نقش بست و فرمود مرحبا به كسى كه او را خدا آفريده پيش از همه چيز خداوند من و علىّ را آفريد چهل هزار سال پيش از آنكه آدم را بيافريند .
من عرضكردم مگر ممكن است پسر پيش از پدر باشد فرمود آرى همانا خداى تبارك و تعالى من و علىّ را آفريد چهل هزار سال پيش از آدم سپس نورى آفريد و آن را دو نصف كرد من را از نصفى و علىّ را از نصف ديگر آفريد پيش از همه چيز پس نور اشياء از نور من و علىّ است .
بعد ما را به طرف راست عرش قرار داد سپس فرشتگان را آفريد ما تسبيح گفتيم فرشتگان تسبيح گفتند لا إله الَّا الله گفتيم فرشتگان گفتند تكبير گفتيم آنان نيز گفتند و عبادت فرشتگان را من و علىّ به آنها آموختيم و در علم پيشين الهى گذشته كه دوست من و علىّ وارد دوزخ نميشود و نيز در علم خدا گذشته كه دشمن من و علىّ وارد بهشت نشوند .
آگاه باش كه خداى عزّ و جلّ فرشتگان را آفريد و در دستهاى آنان تنگهائى پر از آب بهشت فردوس بود پس هيچ كس از شيعه ى علىّ نيست مگر اينكه پدر و مادرش پاكدامن و پرهيزكار و مؤمن به خدا بوده هر گاه يكى از شيعيان اراده ى نزديكى با همسرش را كند يكى از آن فرشتگان كه تنگ آب بهشتى در دست دارد مىآيد و از آن آب بهشتى در ظرف آبى كه آن شيعه مىنوشد مىريزد سپس آن آب را مىآشامد نور ايمان در دلش مىرويد آنچنان كه زراعت مىرويد .
پس شيعيان برهانى و حجتى از پروردگار و از پيامبر و از وصى
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٣٧١