از آتش من ، او حصار من است حصارى كه هر كه بسوى او پناه آورد از ناراحتيهاى دنيا و آخرت نگاهش دارد ، او چهرهء من است آن چهره اى كه هر كس به او رو آورد من از او رو گردان نيستم .
او حجت من است ميان اهل آسمانها و زمين بر هر كس كه در آسمان و زمين است از خلق من عمل هيچ بنده اى را نميپذيرم مگر اينكه اقرار بولايت و دوستى او كند با نبوت احمد .
او دست گشادهء من است بر بندگانم ، چشم نگاه كنندهء من است برحمت ، او نعمتى است كه بخشيدم آن را بر هر كس كه از بندگانم دوست دارم پس هر كس او را دوست داشته باشد بواسطهء ولايت و شناسائى او نعمتم را بوى ارزانى دارم ، سوگند بعزت و جلالم سوگند ياد ميكنم هر بنده اى كه او را دوست داشته باشد آتش را بر او حرام و او را وارد بهشت ميكنم و هر كس او را دشمن داشته باشد از بندگانم يا از دوستى او سرپيچد او را دشمن دارم و وارد دوزخ ميكنم .
امام موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود : حديث كرد مرا پدرم از پدرش حضرت باقر عليه السّلام او فرمود حديث كرد مرا پدرم على او فرموده حديث كرد مرا پدرم حسين بن على بن ابى طالب كه آن حضرت فرموده در آن ميان كه بعد از وفات رسول خدا يارانش در مسجد آن حضرت نشسته بودند سخن از فضل و برترى آن حضرت ميگفتند ناگاه دانشمندى از دانشمندان يهود كه اهل شام بود وارد شد او توراة زبور ، صحف ابراهيم ، صحف انبياء را همه خوانده بود و خوب هم فهميده بود بر ما وارد شد و سلام كرد و نشست .
بعد مدت كمى درنگ نمود بعد گفت اى امت محمّد صلَّى الله عليه و إله درجه اى